۵ مولفه اثرگذار بر اقتصاد

درمیزگرد شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی که روز گذشته برگزار شد، به چرایی حل نشدن مسائل اقتصاد ایران پرداخته شد. این میزگرد قرار بود با حضور محمد طبیبیان اقتصاددان، حسن سبحانی اقتصاددان، پدرام سلطانی نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران و جمعی از اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران برگزار شود که محمد طبیبیان نتوانست در این جلسه حضور یابد. حسن سبحانی، اقتصاددان به‌عنوان سخنران اول این نشست با طرح این پرسش که چرا مشکلات اقتصاد ایران هنوز حل نشده است، به بیان توضیحاتی چند در این باره پرداخت.

 

این اقتصاددان با اشاره به اینکه جایگاه ایران روی طیف توسعه‌نیافتگی به خوبی مشخص نشده است، تصریح کرد: اگر بین توسعه‌نیافتگی و توسعه‌یافتگی طیفی بین صفر تا یک را متصور شویم باید بدانیم هر نقطه‌ای روی این طیف نیازمند چه شرایط، بسترها و الزاماتی برای حرکت به سمت توسعه‌یافتگی است که باید براساس آن سیاست‌های خود را اتخاذ کنیم.

سبحانی برای پاسخگویی به این سوال مهم اقتصادی به پنج نکته اساسی اشاره کرد و گفت: برای درک اقتضائات هر نقطه از این طیف نیازمند توجه به چند نکته اساسی هستیم. «محیط در اقتصاد» اولین نکته‌ای است که سبحانی به آن اشاره کرد و در توضیح گفت: «محیط در اقتصاد» مجموعه‌ عناصری است که جزو سیستم اقتصادی نیست؛ اما بر سیستم اثر دارد. به‌طوری که حتی تاثیر آن از سایر عناصر اقتصادی بیشتر است. به‌طور مثال سیاست خارجی از عناصر محیط اقتصادی است که بر کارکرد اقتصاد تاثیر دارد؛ اما از جنس اقتصاد نیست. این اقتصاددان با اشاره به مولفه دوم تاثیرگذار در اقتصاد گفت: حاکمیت اعم از قوه مجریه، مقننه و قوه قضائیه و سایر نهادهای موثر در جامعه هیچ‌گاه وظایف توسعه‌ای خود را به خوبی تشخیص ندادند و دلیل این امر شاید این باشد که نمی‌دانیم در کجا و نیازمند چه سیاستی هستیم تا براساس آن مسائل اقتصادی را تحلیل و برای آن راه‌حل اساسی پیدا کنیم.

یکی دیگر از نکاتی که سبحانی به آن اشاره کرد این بود که روحیه مولد بودن بخش خصوصی کمتر از روحیه بازرگانی بودن آن است؛ چراکه بخش خصوصی ما بیشتر به دنبال سود و منفعت خود در این سال‌ها بوده و البته این به خاطر شرایط حاکم در اقتصاد کشور بوده است. نظام آموزشی و کارشناسی کشور چهارمین مولفه‌ تاثیرگذار در اقتصاد بود که سبحانی به آن اشاره کرد و گفت: در حال حاضر نظام کارشناسی و آموزشی ما نظام کارآمدی نیست؛ به‌طوری که دانش‌آموختگان ما نمی‌توانند مسائل اقتصادی را به خوبی تجزیه و تحلیل کنند و براساس واقعیت‌های اقتصادی حاکم بر جامعه نسخه بپیچند. یعنی دانش‌آموختگان ما با دانش پیشرفته آشنا می‌شوند؛ اما زمانی که در جامعه به کار دعوت می‌شوند دانش آنها با واقعیت‌های حاکم بر اقتصاد کشور همسو نیست. آخرین نکته‌ای که این اقتصاددان به آن اشاره کرد این بود که مردم از فعالیتی که انجام می‌دهند لذت نمی‌برند؛ به‌طور مثال خود دولت‌ها نیز هرگاه نرخ رشد اقتصادی مثبت باشد آن را اعلام می‌کنند؛ اما هرگاه این نرخ رشد پایین باشد از آن صحبتی به میان نمی‌آید به خاطر اینکه تلقی‌شان این است که رشد اقتصادی معطوف به دولت است. این در حالی است که رشد اقتصادی برآیند فعالیت‌های یک ملت است. این امر نشان می‌دهد که مردم ما ریسک‌پذیر نیستند و به جایگاهی که دارند قانع هستند و تمایلی برای رشد بیشتر ندارند.

منبع : دنیای اقتصاد

اضافه کردن یک نظر

 

کانال تلگرام  آهن پرتال

کانال تلگرام آهن پرتال

اینستاگرام  آهن پرتال

اینستاگرام آهن پرتال

بستن
تبلیغات: